کاریکلماتور
کاریکلماتور موضوعی بود که می خواستم خیلی وقتها پیش در موردش
بنویسم و امروز این فرصت پیش آمده تا خیلی مختصر و مفید مطلب کوتاهی
از آن تهیه کنم. گرچه نوشتن این موضوع به کوتاهی اش قد نمیدهد و باید
بیشتر از اینها نوشت. موضوعی که خیلی مهم است و در یک صفحه و یا
چند صفحه جای نمیگیرد. من هم به جهت اینکه حوصله شما خارج نشود و
بتوانید این مطلب را از من بخوانید کوتاهش کردم.
کاریکلماتور نامی است که احمد شاملو بر نوشته های پرویز شاپور گذاشت.
ابتدا در سال 1347 در مجله خوشه به سردبیری شاملو بکار برده شد و
حاصل پیوند کاریکاتور و کلمه بود. بنظر شاملو، نوشته های شاپور
کاریکاتورهایی است که با کلمه بیان شده است.
مادر پرویز شاپور میگفت: 60 سال بچه بزرگ کردم اما یک کلمه حرف
حسابی از دهانش نشنیدم. نمی دانست زمانی همین حرفهای ناحساب با
عنوان کاریکلماتور به عنوان یک گونه ادبی ایرانی شناخته میشود.
* به عقیده گیوتین، سر آدمی زیادی است.
* شیشه عمر ماهی، همان تنگ آب است.
* در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.
کاریکلماتور نوعی طنز جملات است که در آن انواع آرایههای تشبیه ،
استعاره، تشخیص، ایهام، کنایه و ...... توسط نویسنده مورد استفاده قرار
میگیرد.
تشبیه: تا چشمت را نبندی، پرنده نگاهم به آشیانه باز نمیگردد.
استعاره: ستاره ها دکمه های تن پوش سیاه شب اند.
تشخیص: آب تنبل به دنبال چاله میگردد.
ایهام: روی قبرم سنگ تمام گذاشتم.
کنایه: حتی مهربانترین قلبها هم خون آشامند.
بطور کلی کاریکلماتور یک نوع ادبیات نوپاست و هنوز نمیتوان برای آن تعریف
خاصی ارایه کرد و بیشتر با بیان نمونه ها شنونده و خواننده را متوجه گونه
آن میکند.
* خط و نشان کشیدن را از معلم خط و نقاشی آموختم.
شاپور و سایر نویسندگانی که در سبک کاریکلماتور قلم میزنند، تحت تاثیر
سیبرون نویسنده فرانسوی هستند. در اواخر سال 1346 بخشهایی از کتاب
دوجلدی این نویسنده با عنوان دفتر خاطرات بدون تاریخ با ترجمه پرویز نقیبی
در مجله فردوسی چاپ شد. کتاب سیبرون سرشار از اندیشه ها، تصاویر
فلسفی و طنز بود. نویسنده کتاب معتقد بود این نوع نوشته ها مثل شکلات
درون جعبه می ماند که یکی، بعدی را بدنبال می آورد و آدمی متوجه نمی
شود فقط موقعی دست از کار خواندن میکشد که به سرحد دل به هم
خوردگی برسد . بررسی نومه هایی از کتاب ژیلبرت سیبرون نشان میدهد
شیاهت زیادی بین کاریکلماتورهای نویسندگان ما و نوشته های او دارد که
نمونه آن :
* کسی که آخر از همه میخندد، تنها میخندد
* در حال حاضر، جنگل، درختان را پنهان میکند
پرویز شاپور آغازگر راهی بود که به سرعت در ادبیات ایران جای خود را باز و
پیروان زیادی پیدا کرد. نویسندگانی چون عمران صلاحی، فریدون تنکابنی،
جواد مجابی و ..... نسلی که بعضی از آنها آثارشان را در کتابفروشی ها در
معرض دید مخاطبان گذاشته اند و بعضی دیگر، آنها را در روزنامه ها،
نشریات و سایتها منتشر کردند.

